عبدالله انصاری، صد میدان

22 پست

« عزم »

قطع است از غیر آن، و اعراض قلب از همه چیز الا آن

« سماع »

بیدار کردن است از خواب،
و جنبانیدن است از آرام

« دهشت »

در غلبۀ اُنس از خود رها شدن و از خود جدا گشتن است

« حکمت »

دیدن چیزی است چنان که آن چیز است

« وجد »

آتشی است افروخته میانِ سنگِ اختیار و آهن نیاز

« اُنس »

آسایش است و آرام به نزدیک دوست

خواجه عبدالله انصاری

نشان زندگانی با حق به نیاز سه چیز است:

۱. هر چه از حق آید شکر واجب بر آن
۲. هر چه از بهر حق کنی عذر واجب دیدن
۳. اختیار حق را صواب دیدن

خواجه عبدالله انصاری

نشان زندگانی کردن با خلق به صبر سه چیز است:

۱. به توانی ایشان از ایشان راضی بودن
۲. عذرهای ایشان را باز جستن
۳. داد ایشان از توانی خود بدادن

خواجه عبدالله انصاری

نشان زندگانی کردن با خود به عقل سه چیز است:

۱. قدر خود بدانستن
۲. اندازۀ کار خود دیدن
۳. در خیر خویش بکوشیدن