شیخ فخرالدین عراقی
با آنکه خوش آید از تو، ای یار، جفا
لیکن هرگز جفا نباشد چو وفا
با این همه راضیم به دشنام از تو
از دوست چه دشنام، چه نفرین، چه دعا
لیکن هرگز جفا نباشد چو وفا
با این همه راضیم به دشنام از تو
از دوست چه دشنام، چه نفرین، چه دعا
شیخ فخرالدین عراقی
ای ساقی، از آن می، كه دل و دین من است
پر كن قدحی، كه جان شیرین من است
گر هست شراب خوردن آئین كسی
معشوق به جام خوردن آئین من است
پر كن قدحی، كه جان شیرین من است
گر هست شراب خوردن آئین كسی
معشوق به جام خوردن آئین من است
ابونصر السرّاج
گفته است:
اگر گفته شود که معنی مقامات چیست؟ باید گفت:
معنای آن، توقف بنده در پیشگاه خداست در انجام عبادات و مجاهدات و ریاضات و بریدن از خلق و پیوستن به خدا.
اگر گفته شود که معنی مقامات چیست؟ باید گفت:
معنای آن، توقف بنده در پیشگاه خداست در انجام عبادات و مجاهدات و ریاضات و بریدن از خلق و پیوستن به خدا.
شیخ روزبهان بقلی شیرازی
چشم آلوده نَظر از رُخِ جانان دور است
بَر رُخِ او نَظَر از آینهٔ پَاک اَنداز
غُسل دَر اَشک زَدم کِه اَهل حقیقت گویَند
پاک شو اوَّل و پَس دیده بَر آن پاک اَنداز
بَر رُخِ او نَظَر از آینهٔ پَاک اَنداز
غُسل دَر اَشک زَدم کِه اَهل حقیقت گویَند
پاک شو اوَّل و پَس دیده بَر آن پاک اَنداز
نورالدین عبدالرحمان جامی
حق سبحانه و تعالی همه جا حاضر است، و در همه حال به ظاهر و باطن همه ناظر. زهی خسارت، که تو دیده از لقای او برداشته، سوی دیگر نگری، و طریق رضای او بگذاشته، راه دیگری سپری.
شیخ فخرالدین عراقی
ناگاه عشق بیقرار، از بهر اظهار كمال،
پرده از روی كار بگشود، و از روی معشوقی،
خود را بر عین عاشق جلوه فرمود.
پرده از روی كار بگشود، و از روی معشوقی،
خود را بر عین عاشق جلوه فرمود.
شیخ فخرالدین عراقی
آن دم كه ز هر دو كون آثار نبود
بر لوح وجود نقش اغیار نبود
معشوقه و عشق و ما بهم میبودیم
در گوشه خلوتی كه دیار نبود
بر لوح وجود نقش اغیار نبود
معشوقه و عشق و ما بهم میبودیم
در گوشه خلوتی كه دیار نبود
نورالدین عبدالرحمان جامی
هر چند خواطر منتفی تر و ساوس مختفی تر، آن نسبت قوی تر. کوشش می باید کرد تا خواطر متفرّقه از ساحت سینه خیمه بیرون زند و نور ظهور هستی حقّ سبحانه بر باطن پرتو افکند، تو را از تو بستاند، و از مزاحمت اغیار برهاند. نه شعور به خودت ماند، و نه شعور به عدم شعور به خود «بَلْ لَمْ یَبْقِ اِلّا اللهُ الواحِدُ الْاحَدِ».
شیخ فخرالدین عراقی
در کوی تو عاشقان درآیند و روند
خون جگر از دیده گشایند و روند
ما بر در تو چو خاک ماندیم مقیم
ورنه دگران جو باد آیند و روند
خون جگر از دیده گشایند و روند
ما بر در تو چو خاک ماندیم مقیم
ورنه دگران جو باد آیند و روند
نورالدین عبدالرحمان جامی
لفظ «وجود» را گاه به معنی تحقّق و حصول، که معانی مصدریه و مفهومات اعتباریه اند، اطلاق می کنند، و بدان اعتبار از قبیل معقولات ثانیه است که در برابر وی امری نیست در خارج، بلکه ماهیات را عارض می شود در تعقل، چنانکه محققانِ حکما و متکلمین تحقیق آن کرده اند …
ادامه دهید…
بازدیدها: 46,917

