شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

بدان كه در اثنای هر لمعه‌ای ازین «لمعات» ایمائی كرده می‌آید به حقیقتی منزه از تعین، خواه حبش نام نه خواه عشق، «اذلامشاحة فی الالفاظ»، و اشارتی نموده می‌شود به كیفیت سیر او در اطوار و ادوار، و سفر او در مراتب استقرار و استبداع، و ظهور او به صورت معانی و حقایق،‌ و بروز او به كسوت معشوق و عاشق و باز انطوای عاشق در معشوق عیناً، و انزوای معشوق در عاشق حكماً، و اندراج هر دو در سطوات وحدت او جمعاً.
شیخ ابوبکر الکلابادی

شیخ ابوبکر الکلابادی

«قَالَ بعض الشُّيُوخ حقائق الْإِيمَان أَرْبَعَة تَوْحِيد بِلَا حد وَذكر بِلَا بت وَحَال بِلَا نعت وَوجد بِلَا وَقت».
بعضی از شیوخ گفته اند که ارکان ایمان چهار است:
توحید بی حد، و ذکر بی قطع،
و حال بی نعت، و وجد بی وقت.
شیخ جنید بغدادی

شیخ جنید بغدادی

محبت میل کردن دل است و این آن باشد که دل بنده سوی خدای عزّوجلّ گراید و سوی چیزی که مر خدای را است عزّوجلّ بی تکلّف.
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

ای در همه شان ذات تو پاک از همه شَین
نی در حق تو کِیف توان گفت نه اَین
از روی تعقُّل همه غیرند صفات
با ذات تو وز روی تحقّق همه عَین
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

چتر برداشت و بركشید علم
تا بهم بر زند وجود و عدم
بی‌قراری عشق شورانگیز
شر و شوری فكند در عالم
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

تفرقه عبارت از آن است که دل را به واسطۀ تعلق به امور متعدد پراکنده سازی، و جمعّیت، آنکه از همه به مشاهدۀ واحد پردازی.
جمعی گمان بردند که جمعّیت در جمع اسباب است، در تفرقۀ ابد ماندند. فرقه ای به یقین دانستند که جمع اسباب از اسباب تفرقه است، دست از همه افشاندند.
خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری

نشان زندگانی با حق به نیاز سه چیز است:

۱. هر چه از حق آید شکر واجب بر آن
۲. هر چه از بهر حق کنی عذر واجب دیدن
۳. اختیار حق را صواب دیدن
مجدد الف ثانی

مجدد الف ثانی

اُنس محبّان به مشاهده محبوب است،
و اُنس محبوبان به بندگی محبوب.
امام مستملی البخاری

امام مستملی البخاری

و باز بزرگی گفت: هر کس که ایمان وی صحیح باشد نظر نکند مر کَون را و آن چه در آن است،
از بهر آن که خساست همّت از اندکی معرفت باشد
(به خدای تعالی).
سری سقطی

سری سقطی

دل دوستان شاد شود نزدیک سماع،
و دل تایبان بترسد، و دل مشتاقان افروخته گردد.
ادامه دهید…