بيان حقيقت توبه و حد آن
بدان كه توبه عبارت است از معنيى كه از سه كار مرتب انتظام پذيرد: علم و حال و فعل. پس علم اوّل است و حال دوم و فعل سوم. و اول موجب دوم است، و دوم موجب سوم است، ايجابى كه مقتضى اطّراد سنت الهى است در ملك و ملكوت.
ابونصر السرّاج
گفته است:
اگر گفته شود که معنی مقامات چیست؟ باید گفت:
معنای آن، توقف بنده در پیشگاه خداست در انجام عبادات و مجاهدات و ریاضات و بریدن از خلق و پیوستن به خدا.
اگر گفته شود که معنی مقامات چیست؟ باید گفت:
معنای آن، توقف بنده در پیشگاه خداست در انجام عبادات و مجاهدات و ریاضات و بریدن از خلق و پیوستن به خدا.
خواجه عبدالله انصاری
« توبه عاصی از اندک دیدن معصیت است »
و اندک دیدن معصیت را ۳ نشان است
۱. خود را مستحق آمرزش دیدن
۲. بر اضرار آرام گرفتن
۳. با بدان الفت داشتن
و اندک دیدن معصیت را ۳ نشان است
۱. خود را مستحق آمرزش دیدن
۲. بر اضرار آرام گرفتن
۳. با بدان الفت داشتن
امام مستملی البخاری
بدان که فقر اصلی است بزرگ، و اصل مذهب این طایفه فقر است و حقیقت فقر نیازمندی است، و بنده جز نیازمند نباشد. از بهر آنکه بندگی بی ملکی است، و هر که مالک نباشد مملوک باشد. و مملوک به مالک خویش محتاج باشد. پس غنی به حقیقت حق است و فقیر به حقیقت خلق. و غنا صفت حق است به حقیقت و فقر صفت خلق است به حقیقت.
شیخ فخرالدین عراقی
پرتو حسن او چو پیدا شد
عالم اندر نفس هویدا شد
وام كرد از جمال خود نظری
حسن رویش بدید و شیدا شد
عاریت بستد از لبت شكری
ذوق آن چون بیافت گویا شد
عالم اندر نفس هویدا شد
وام كرد از جمال خود نظری
حسن رویش بدید و شیدا شد
عاریت بستد از لبت شكری
ذوق آن چون بیافت گویا شد
نورالدین عبدالرحمان جامی
فنا عبارت از آن است که به واسطۀ استیلا ظهور هستی حقّ بر باطن به ما سوای او شعور نماند، و فناء فنا آنکه به آن بی شعوری هم شعور نماند، و پوشیده نماند که فنای فنا در فنا مندرج است.
شیخ فخرالدین عراقی
ناگاه عشق بیقرار، از بهر اظهار كمال،
پرده از روی كار بگشود، و از روی معشوقی،
خود را بر عین عاشق جلوه فرمود.
پرده از روی كار بگشود، و از روی معشوقی،
خود را بر عین عاشق جلوه فرمود.
سهل بن عبدالله تستری
گفته است: « صوفی » آنست که:
خود را از جمله تیرگیها و تاریکیها پاک کند، و از فکرت صافی اندرون خود را پر کند، و از خلق بگریزد، و در حضرت عزّت آویزد، و در پیش نظر او زر و سیم و کلوخ و سنگ یکسان باشد.
خود را از جمله تیرگیها و تاریکیها پاک کند، و از فکرت صافی اندرون خود را پر کند، و از خلق بگریزد، و در حضرت عزّت آویزد، و در پیش نظر او زر و سیم و کلوخ و سنگ یکسان باشد.
نورالدین عبدالرحمان جامی
همچنان که امتداد نسبت مذکوره به حسب شمول جمیع اوقات و ازمان واجب است، همچنین ازدیاد کیفیّت آن به سبب تعّری از ملابسۀ اکنوان، و تبّری از ملاحظۀ صور امکان، اهّم مطالب است، و آن جز به جهدی بلیغ و جدّی تمام در نفی خواطر و اوهام میّسر نگردد.
خواجه حافظ شیرازی
دل چو از پیر خرد نقل معانی می کرد
عشق می گفت به شرح آنچه برو مشکل بود
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسئله «لایعقل» بود
عشق می گفت به شرح آنچه برو مشکل بود
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسئله «لایعقل» بود
ادامه دهید…
بازدیدها: 54,906

