شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

ناگاه عشق بی‌قرار، از بهر اظهار كمال،
پرده از روی كار بگشود، و از روی معشوقی،
خود را بر عین عاشق جلوه فرمود.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

تا هوا رنگ آفتاب گرفت
رخت برداشت از میانه ظلام
روز و شب با هم آشتی كردند
كار عالم از آن گرفت نظام
خواجه حافظ شیرازی

خواجه حافظ شیرازی

تحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل
حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید
«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»
عبدالرحمان جامی

عبدالرحمان جامی

توحید به عرف صوفی ای صاحب سیر
تخلیص دل از توجه اوست به غیر
رمزی ز نهایت مقامات طیور
گفتم به تو گر فهم کنی منطق الطیر
امام مستملی البخاری

امام مستملی البخاری

علوم صوفیان علوم احوال است، و احوال مواریث اعمال است، و احوال نیاید مگر از کسی که اعمال درست کرده باشد.
و معنی اعمال اقامت شریعت است،
و معنی احوال صفوت سر است.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

چتر برداشت و بركشید علم
تا بهم بر زند وجود و عدم
بی‌قراری عشق شورانگیز
شر و شوری فكند در عالم
مولانا جلال الدین محمد بلخی

مولانا جلال الدین محمد بلخی

آن چنان کز فقر می ترسند خلق
زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقر آفرین
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

از صفای می و لطافت جام
در هم آمیخت رنگ جام و مدام
همه جام است و نیست گویی می
یا مدام است و نیست گویی جام
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

اینجا عاشق عین معشوق آمد، چه او را از خود بودی نبود، تا عاشق تواند بود، او هنوز «كما لم یكن» در عدم برقرار خود است و معشوق «كما لم یزل» در قدم برقرار خود و «هو الآن كما علیه كان».
مجدد الف ثانی

مجدد الف ثانی

اُنس محبّان به مشاهده محبوب است،
و اُنس محبوبان به بندگی محبوب.
ادامه دهید…