نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

مادام که آدمی به دام هوا و هوس گرفتار است دوام این نسبت از وی دشوار است. اما چون آثار جذبات لطف در وی ظهور کند، و مشغلۀ محسوسات و معقولات را از باطن وی دور، التذاذ به آن غلبه کند بر لذّات جسمانی و راحات روحانی، کُلفَتِ مجاهده از میانه برخیزد و لذّت مشاهده در جانش آویزد. خاطر از مزاحمت اغیار بپردازد، و زبان حالش بدین ترانه ترنّم آغازد.
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

… و فی الحقیقت غیر از وی موجودی نیست در خارج، و باقی موجودات عارض وی اند، و قایم به وی، چنانکه ذوق کمل کبرای عارفین و عظمای اهل یقین به آن گواهی می دهد، و اطلاق این اسم بر حضرت حقّ، سبحانه و تعالی، به معنی ثانی است نه به معنی اول.
شیخ روزبهان بقلی شیرازی

شیخ روزبهان بقلی شیرازی

چشم آلوده نَظر از رُخِ جانان دور است
بَر رُخِ او نَظَر از آینهٔ پَاک اَنداز
غُسل دَر اَشک زَدم کِه اَهل حقیقت گویَند
پاک شو اوَّل و پَس دیده بَر آن پاک اَنداز
ابو محمّد جُرَیری

ابو محمّد جُرَیری

گفته است:
اَلدُّخُولُ فِی کُلَّ خُلقٍ سَنِيٌ و الخُرُوجُ عَن کُلَّ خُلقٍ دَنِیّ
یعنی: « صوفی » آنست که: خود را پاک کنند از اخلاق ذیمه و به اخلاق حمیده خود را آراسته کنند
ذوالنّون مصری

ذوالنّون مصری

در باب « توبه » می گوید:
عوام از گناهان خویش توبه می کنند،
و خواص از غفلت خویش.
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

فنا عبارت از آن است که به واسطۀ استیلا ظهور هستی حقّ بر باطن به ما سوای او شعور نماند، و فناء فنا آنکه به آن بی شعوری هم شعور نماند، و پوشیده نماند که فنای فنا در فنا مندرج است.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

كلمه‌ای چند در بیان مراتب عشق بر سنن سوانح بزبان وقت املاء كرده می‌شود، تا آینه معشوق هر عاشق آید، با آنكه رتبت عشق برتر از آنست كه بقوت فهم وبیان پیرامن سراپردۀ جلال او توان گشت،‌ یا بدیدۀ كشف و عیان بجمال حقیقت او نظر توان كرد.
سهل بن عبدالله تستری

سهل بن عبدالله تستری

المعرفة هی المعرفة بالجهل

معرفت آن است که به جهل خود عارف شوی.
Gnosis is the gnosis of (your) Ignorance
خواجه حافظ شیرازی

خواجه حافظ شیرازی

تحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل
حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید
«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

ورزش این نسبت شریفه می باید کرد بر وجهی که در هیچ وقتی از اوقات و هیچ حالتی از حالات از آن نسبت خالی نباشی، چه در آمدن و رفتن، و چه در خوردن و خفتن، و چه در شنیدن و گفتن، و بالجمله در جمیع حرکات و سکنات حاضر وقت می باید بود، تا به بطالت نگذرد، بلکه واقف نفس تا به غفلت برنیاید.
ادامه دهید…