الحسن بن علی (علیه السلام)

الحسن بن علی (علیه السلام)

خدای تعالی را به اکراه طاعت ندارند،
و اندر وی به غلبه عاصی نتوان گشتن،
و حق تعالی بندگان را اندر مملکت خویش
مهمل به جای نگذارد تا هر چه خواهند کنند.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

ای ساقی، از آن می، كه دل و دین من است
پر كن قدحی، كه جان شیرین من است
گر هست شراب خوردن آئین كسی
معشوق به جام خوردن آئین من است
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

رخ گرچه نمی نمائیم سال به سال
حاشا که بُوَد مهرِ تو را وَهمِ زوال
دارم همه جا با همه کس در همه حال
در دل زِ تو آرزو و در دیده خیال
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

حق سبحانه و تعالی همه جا حاضر است، و در همه حال به ظاهر و باطن همه ناظر. زهی خسارت، که تو دیده از لقای او برداشته، سوی دیگر نگری، و طریق رضای او بگذاشته، راه دیگری سپری.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

تا هوا رنگ آفتاب گرفت
رخت برداشت از میانه ظلام
روز و شب با هم آشتی كردند
كار عالم از آن گرفت نظام
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

آن دم كه ز هر دو كون آثار نبود
بر لوح وجود نقش اغیار نبود
معشوقه و عشق و ما بهم می‌بودیم
در گوشه خلوتی كه دیار نبود
شیخ ابوبکر الکلابادی

شیخ ابوبکر الکلابادی

«قَالَ بعض الشُّيُوخ حقائق الْإِيمَان أَرْبَعَة تَوْحِيد بِلَا حد وَذكر بِلَا بت وَحَال بِلَا نعت وَوجد بِلَا وَقت».
بعضی از شیوخ گفته اند که ارکان ایمان چهار است:
توحید بی حد، و ذکر بی قطع،
و حال بی نعت، و وجد بی وقت.
ابو محمّد جُرَیری

ابو محمّد جُرَیری

گفته است:
اَلدُّخُولُ فِی کُلَّ خُلقٍ سَنِيٌ و الخُرُوجُ عَن کُلَّ خُلقٍ دَنِیّ
یعنی: « صوفی » آنست که: خود را پاک کنند از اخلاق ذیمه و به اخلاق حمیده خود را آراسته کنند
مجدد الف ثانی

مجدد الف ثانی

عشق و محبت هم مقاصد نیستند،
از برای حصول مقام عبودیت اند.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

باز فروغ آن جمال عین عاشق را، كه عالمش نام نهی، نوری داد، تا بدان نور آن جمال بدید، چه او را جز بدو نتوان دید، كه «لا تحمل عطا یاهم الا مطایاهم». عاشق چون لذت شهود یافت، ذوق وجود بچشید، زمزمۀ قول «كُن» بشنید، رقص كنان بر در میخانۀ عشق دوید.
ادامه دهید…