نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

هستی به قیاس عقل اصحاب قیود
جز عارضی اعیان حقایق ننمود
لکن به مکاشفات ارباب شهود
اعیان همه عارضند و معروض وجود
مولانا جلال الدین محمد بلخی

مولانا جلال الدین محمد بلخی

صوفی آن صورت مپندار ای عزیز
همچو طفلان تا کی از جوز و مویز
جسم ما جوز و مویز است ای پسر
گر تو مردی زین دو چیز اندر گذر
ذوالنون مصری

ذوالنون مصری

سماع واردی است بحق که برانگیزاند دل را سوی حق، هر که بهرِ نفس سماع کند، زندیق گردد.
خواجه حافظ شیرازی

خواجه حافظ شیرازی

تحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل
حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید
«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»
سری سقطی

سری سقطی

دل دوستان شاد شود نزدیک سماع،
و دل تایبان بترسد، و دل مشتاقان افروخته گردد.
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

ای در همه شان ذات تو پاک از همه شَین
نی در حق تو کِیف توان گفت نه اَین
از روی تعقُّل همه غیرند صفات
با ذات تو وز روی تحقّق همه عَین
شیخ نجم الدین رازی

شیخ نجم الدین رازی

اي ملائكه تا اين مرغ خاك بر دنبال دارد شما ازو بهره مند شويد تا خاك بشريت بر دنبال اوست شما با او هم نشيني «إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ» مي توانيد كرد چون اين خاك باز افشاند مقام او «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ» باشد شما را پرو بال پرواز آن حضرت نباشد.
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

توحید، یگانه گردانیدن دل است. یعنی تخلیص و تجرید او از تعلّق به ماسوای حقّ (سبحانه)، هم از روی طلب و ارادت، و هم از جهت علم و معرفت.
مولانا جلال الدین محمد بلخی

مولانا جلال الدین محمد بلخی

دفتر صوفی سواد و حرف نیست
جز دل اسپید همچون برف نیست
زاد دانشمند، آثار قلم
زاد صوفی چیست؟ آثار قدم
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

آن کس که هزار عالَم از رنگ نِگاشت
رنگ منو تو کجا بَرَد، ای ناداشت؟
این رنگ همه هوس بوَد، یا پنداشت
او بی رنگ است، رنگ او باید داشت
ادامه دهید…