امام مستملی البخاری
بدان که زهد اصل همه چیزها است و اصلی است همه احوالهای پسندیده را، و اول مقامی از مقامهای مریدان زهد است. هرکه این اصل استوار کرده باشد بنای همه کارها بر او درست آید، و هرکه اصل زهد استوار نکرده باشد بنای دیگر احوال بر او درست نیاید، از بهر آنکه پیغمبر علیه السلام گفته است «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ». چون دوستی دنیا سر جملۀ گناهان است، ترک دنیا سر جملۀ طاعتها باشد.
شیخ فخرالدین عراقی
تا هوا رنگ آفتاب گرفت
رخت برداشت از میانه ظلام
روز و شب با هم آشتی كردند
كار عالم از آن گرفت نظام
رخت برداشت از میانه ظلام
روز و شب با هم آشتی كردند
كار عالم از آن گرفت نظام
ذوالنّون مصری
در باب « توبه » می گوید:
عوام از گناهان خویش توبه می کنند،
و خواص از غفلت خویش.
عوام از گناهان خویش توبه می کنند،
و خواص از غفلت خویش.
امام مستملی البخاری
«و سئل امیرالمؤمنین على بن أَبى طَالب رضى الله عَنهُ و کرم الله وجهه عن الزهد فقال هُوَ أَن لَا یبالى من أكل الدُّنْيَا من مُؤمن أَو كَافِر».
گفت زاهد آن است که باک ندارد
از آنکه دنیا را که خورد مؤمن یا کافر.
گفت زاهد آن است که باک ندارد
از آنکه دنیا را که خورد مؤمن یا کافر.
خواجه عبدالله انصاری
ارکان مُروّت سه چیز است
۱. زندگانی کردن با خود به عقل
۲. زندگانی کردن با خلق به صبر
۳. زندگانی کردن با حق به نیاز
۱. زندگانی کردن با خود به عقل
۲. زندگانی کردن با خلق به صبر
۳. زندگانی کردن با حق به نیاز
امام شافعی
«حبب الی من دنیاکم ثلاث ترک التکلف و عشره الخلق بالتلطف و الاقتداء بطریق اهل التصوف»
از دنیای شما سه چیز را دوست دارم:
ترک نمودن تکلف، و با مردم زندگی کردن با تلطف،
و اقتدا نمودن بر طریق اهل تصوف.
از دنیای شما سه چیز را دوست دارم:
ترک نمودن تکلف، و با مردم زندگی کردن با تلطف،
و اقتدا نمودن بر طریق اهل تصوف.
شیخ فخرالدین عراقی
چتر برداشت و بركشید علم
تا بهم بر زند وجود و عدم
بیقراری عشق شورانگیز
شر و شوری فكند در عالم
تا بهم بر زند وجود و عدم
بیقراری عشق شورانگیز
شر و شوری فكند در عالم
شیخ فخرالدین عراقی
ورنه عالم با بود نابود خود آرمیده بود، و در خلوت خانۀ شهود آسوده، آنجا كه «كَانَ اَللَّهُ وَ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَيءٌ».
نورالدین عبدالرحمان جامی
آن را که فنا شیوه و فقر آیین است
نی کشف و یقین، نه معرفت نی دین است
رفت او ز میان همین خدا ماند خدا
«اَلْفَقرُ اِذَاتَمّ هُوَالله» این است
نی کشف و یقین، نه معرفت نی دین است
رفت او ز میان همین خدا ماند خدا
«اَلْفَقرُ اِذَاتَمّ هُوَالله» این است
نورالدین عبدالرحمان جامی
یعنی طلب و ارادت او از همۀ مطلوبات و مرادات منقطع گردد، و همۀ معلومات و معقولات از نظر بصیرت او مرتفع شود. از همه روی توجّه بگرداند و به غیر حقّ (سبحانه) آگاهی و شعورش نماند.
ادامه دهید…
بازدیدها: 791,368

