مولانا جلال الدین محمد بلخی
آن چنان کز فقر می ترسند خلق
زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقر آفرین
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقر آفرین
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
خواجه عبدالله انصاری
« مُروّت » گم بودن است و در خود زیستن
قوله تعالی: «کونوا قوامین بالقسط»
قوله تعالی: «کونوا قوامین بالقسط»
امام شافعی
«حبب الی من دنیاکم ثلاث ترک التکلف و عشره الخلق بالتلطف و الاقتداء بطریق اهل التصوف»
از دنیای شما سه چیز را دوست دارم:
ترک نمودن تکلف، و با مردم زندگی کردن با تلطف،
و اقتدا نمودن بر طریق اهل تصوف.
از دنیای شما سه چیز را دوست دارم:
ترک نمودن تکلف، و با مردم زندگی کردن با تلطف،
و اقتدا نمودن بر طریق اهل تصوف.
ابو محمّد جُرَیری
گفته است:
اَلدُّخُولُ فِی کُلَّ خُلقٍ سَنِيٌ و الخُرُوجُ عَن کُلَّ خُلقٍ دَنِیّ
یعنی: « صوفی » آنست که: خود را پاک کنند از اخلاق ذیمه و به اخلاق حمیده خود را آراسته کنند
اَلدُّخُولُ فِی کُلَّ خُلقٍ سَنِيٌ و الخُرُوجُ عَن کُلَّ خُلقٍ دَنِیّ
یعنی: « صوفی » آنست که: خود را پاک کنند از اخلاق ذیمه و به اخلاق حمیده خود را آراسته کنند
نورالدین عبدالرحمان جامی
رخ گرچه نمی نمائیم سال به سال
حاشا که بُوَد مهرِ تو را وَهمِ زوال
دارم همه جا با همه کس در همه حال
در دل زِ تو آرزو و در دیده خیال
حاشا که بُوَد مهرِ تو را وَهمِ زوال
دارم همه جا با همه کس در همه حال
در دل زِ تو آرزو و در دیده خیال
نورالدین عبدالرحمان جامی
فنا عبارت از آن است که به واسطۀ استیلا ظهور هستی حقّ بر باطن به ما سوای او شعور نماند، و فناء فنا آنکه به آن بی شعوری هم شعور نماند، و پوشیده نماند که فنای فنا در فنا مندرج است.
خواجه عبدالله انصاری
« توبه عارف از نسیان منت است »
ونسیان منت را ۳ نشان است
۱. چشم احتقار از خود برگرفتن
۲. حال خود را قیمت نهادن
۳. از شادی آشنایی فرو ایستادن
ونسیان منت را ۳ نشان است
۱. چشم احتقار از خود برگرفتن
۲. حال خود را قیمت نهادن
۳. از شادی آشنایی فرو ایستادن
نورالدین عبدالرحمان جامی
زینسان که بقای خویشتن می خواهی
از خرمن هستیت جوی کی کاهی
تا یک سر مو ز خویشتن آگاهی
گردم زنی از ره فنا گمراهی
از خرمن هستیت جوی کی کاهی
تا یک سر مو ز خویشتن آگاهی
گردم زنی از ره فنا گمراهی
خواجه حافظ شیرازی
دل چو از پیر خرد نقل معانی می کرد
عشق می گفت به شرح آنچه برو مشکل بود
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسئله «لایعقل» بود
عشق می گفت به شرح آنچه برو مشکل بود
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسئله «لایعقل» بود
شیخ جنید بعدادی
پرسیدند که انس چیست؟ گفت: حشمت برخاستن و هیبت برجای داشتن است.
معنی ارتفاع حشمت آن باشد که رجاء بر این بنده غالب تر از خوف گردد
ادامه دهید…
بازدیدها: 857,784

