مولانا جلال الدین محمد بلخی
آن چنان کز فقر می ترسند خلق
زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقر آفرین
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقر آفرین
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
بيان حقيقت توبه و حد آن
بدان كه توبه عبارت است از معنيى كه از سه كار مرتب انتظام پذيرد: علم و حال و فعل. پس علم اوّل است و حال دوم و فعل سوم. و اول موجب دوم است، و دوم موجب سوم است، ايجابى كه مقتضى اطّراد سنت الهى است در ملك و ملكوت.
نورالدین عبدالرحمان جامی
… و فی الحقیقت غیر از وی موجودی نیست در خارج، و باقی موجودات عارض وی اند، و قایم به وی، چنانکه ذوق کمل کبرای عارفین و عظمای اهل یقین به آن گواهی می دهد، و اطلاق این اسم بر حضرت حقّ، سبحانه و تعالی، به معنی ثانی است نه به معنی اول.
امام علی (علیه السلام)
ای انسان، داروی تو در درونت وجود دارد در حالیکه تو نمیدانی و دردت هم از خودت میباشد اما نمیبینی. آیا گمان میکنی که تو موجود کوچکی هستی در حالیکه دنیای بزرگی در تو نهفته است؟! ای انسان، تو کتاب روشنی هستی که با حروفش هر پنهانی آشکار میشود.
اوحدالدین کرمانی
آنها که ز اسرار الهی مستند
در گلشن او دسته گلها بستند
مانند جنید و بایزید و حلاج
در گوشه خاطرم هزاران هستند
در گلشن او دسته گلها بستند
مانند جنید و بایزید و حلاج
در گوشه خاطرم هزاران هستند
سهل بن عبدالله تستری
خدای تعالی نیکان را قوّت بر طاعت نه به جبر داد،
به درستی که قوت ایشان به یقین داد.
به درستی که قوت ایشان به یقین داد.
شمس تبریزی
خلل از این است که خدا را به نظر محبت نمی نگرند،
به نظر علم می نگرند، و به نظر معرفت، و نظر فلسفه!
و (اما) نظر محبت کار دیگر است.
به نظر علم می نگرند، و به نظر معرفت، و نظر فلسفه!
و (اما) نظر محبت کار دیگر است.
خواجه حافظ شیرازی
تحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل
حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید
«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»
آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل
حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید
«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»
نورالدین عبدالرحمان جامی
چون طالب صادق، مقدّمۀ نسبت جذبه را که التذاذ است به یاد کرد، حقّ سبحانه در خود باز یابد. که تمامی همّت بر تربیت و تقویت آن گمارد، و از هرچه منافی آن است خود را باز دارد و چنان داند که اگر فی المثل عمر جاودانی را صرف آن نسبت کند، هیچ نکرده باشد و حقِّ آن کَما یَنبَغی به جای نیاورده.
نورالدین عبدالرحمان جامی
آن را که فنا شیوه و فقر آیین است
نی کشف و یقین، نه معرفت نی دین است
رفت او ز میان همین خدا ماند خدا
«اَلْفَقرُ اِذَاتَمّ هُوَالله» این است
نی کشف و یقین، نه معرفت نی دین است
رفت او ز میان همین خدا ماند خدا
«اَلْفَقرُ اِذَاتَمّ هُوَالله» این است
ادامه دهید…
بازدیدها: 683,985

