شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

چتر برداشت و بركشید علم
تا بهم بر زند وجود و عدم
بی‌قراری عشق شورانگیز
شر و شوری فكند در عالم
شیخ روزبهان بقلی شیرازی

شیخ روزبهان بقلی شیرازی

چشم آلوده نَظر از رُخِ جانان دور است
بَر رُخِ او نَظَر از آینهٔ پَاک اَنداز
غُسل دَر اَشک زَدم کِه اَهل حقیقت گویَند
پاک شو اوَّل و پَس دیده بَر آن پاک اَنداز
خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری

« توبه عاصی از اندک دیدن معصیت است »
و اندک دیدن معصیت را ۳ نشان است

۱. خود را مستحق آمرزش دیدن
۲. بر اضرار آرام گرفتن
۳. با بدان الفت داشتن
ذوالنّون مصری

ذوالنّون مصری

در باب « تصوف » می گوید:
آنان مردمانی هستند که خدا را بر هر چیز دیگری برگزیده و خدای متعال نیز آنان را بر همه چیز برگزیده است.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

باز فروغ آن جمال عین عاشق را، كه عالمش نام نهی، نوری داد، تا بدان نور آن جمال بدید، چه او را جز بدو نتوان دید، كه «لا تحمل عطا یاهم الا مطایاهم». عاشق چون لذت شهود یافت، ذوق وجود بچشید، زمزمۀ قول «كُن» بشنید، رقص كنان بر در میخانۀ عشق دوید.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

سلطان عشق خواست كه خیمه به صحرا زند،
در خزاین بگشود، گنج بر عالم پاشید.
امام مستملی البخاری

امام مستملی البخاری

«و سئل امیرالمؤمنین على بن أَبى طَالب رضى الله عَنهُ و کرم الله وجهه عن الزهد فقال هُوَ أَن لَا یبالى من أكل الدُّنْيَا من مُؤمن أَو كَافِر».
گفت زاهد آن است که باک ندارد
از آنکه دنیا را که خورد مؤمن یا کافر.
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

بر عودِ دلم نواخت یک زمزمه عشق
زان زمزمه ام زپای تا سر همه عشق
حقّا که به عهد ها نیایم بیرون
از عهدۀ حقّ گزاریِ یکدمه عشق
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

تفرقه عبارت از آن است که دل را به واسطۀ تعلق به امور متعدد پراکنده سازی، و جمعّیت، آنکه از همه به مشاهدۀ واحد پردازی.
جمعی گمان بردند که جمعّیت در جمع اسباب است، در تفرقۀ ابد ماندند. فرقه ای به یقین دانستند که جمع اسباب از اسباب تفرقه است، دست از همه افشاندند.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

در کوی تو عاشقان درآیند و روند
خون جگر از دیده گشایند و روند
ما بر در تو چو خاک ماندیم مقیم
ورنه دگران جو باد آیند و روند
ادامه دهید…