سهل بن عبدالله تستری
علم به معرفت ثابت گردد و عقل به علم ثابت گردد
و باز معرفت به ذات خویش ثابت گردد.
و باز معرفت به ذات خویش ثابت گردد.
امام مستملی البخاری
«و سئل امیرالمؤمنین على بن أَبى طَالب رضى الله عَنهُ و کرم الله وجهه عن الزهد فقال هُوَ أَن لَا یبالى من أكل الدُّنْيَا من مُؤمن أَو كَافِر».
گفت زاهد آن است که باک ندارد
از آنکه دنیا را که خورد مؤمن یا کافر.
گفت زاهد آن است که باک ندارد
از آنکه دنیا را که خورد مؤمن یا کافر.
شیخ فخرالدین عراقی
معشوق و عشق و عاشق
هر سه یکی است اینجا چون وصل در نگنجد
هجران چه كار دارد؟
هر سه یکی است اینجا چون وصل در نگنجد
هجران چه كار دارد؟
ابوالحسین نوری
گفته است:
صفت « صوفی » آن است که:
چون نیابد آرامیده باشد، و
چون بیابد ببخشد و ایثار کند
چون نیابد آرامیده باشد، و
چون بیابد ببخشد و ایثار کند
شیخ فخرالدین عراقی
تا هوا رنگ آفتاب گرفت
رخت برداشت از میانه ظلام
روز و شب با هم آشتی كردند
كار عالم از آن گرفت نظام
رخت برداشت از میانه ظلام
روز و شب با هم آشتی كردند
كار عالم از آن گرفت نظام
امام شافعی
«حبب الی من دنیاکم ثلاث ترک التکلف و عشره الخلق بالتلطف و الاقتداء بطریق اهل التصوف»
از دنیای شما سه چیز را دوست دارم:
ترک نمودن تکلف، و با مردم زندگی کردن با تلطف،
و اقتدا نمودن بر طریق اهل تصوف.
از دنیای شما سه چیز را دوست دارم:
ترک نمودن تکلف، و با مردم زندگی کردن با تلطف،
و اقتدا نمودن بر طریق اهل تصوف.
نورالدین عبدالرحمان جامی
توحید، یگانه گردانیدن دل است. یعنی تخلیص و تجرید او از تعلّق به ماسوای حقّ (سبحانه)، هم از روی طلب و ارادت، و هم از جهت علم و معرفت.
خواجه عبدالله انصاری
« توبه »
بازگشتن است به خدای
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَهِ تَوبَةً نَّصُوحًا
«ای کسانی که ایمان آورده اید، در پیشگاه خداوند توبه کنید، توبه ای خالصانه»
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَهِ تَوبَةً نَّصُوحًا
«ای کسانی که ایمان آورده اید، در پیشگاه خداوند توبه کنید، توبه ای خالصانه»
خواجه حافظ شیرازی
تحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل
حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید
«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»
آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل
حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید
«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»
نورالدین عبدالرحمان جامی
ماسوای حقّ (عزّ و علا) در معرض زوال است و فنا، حقیقتش معلومی است معدوم، و صورتش موجودی است موهوم. دیروز، نه «بود» داشت و نه «نمود».
و امروز نمودی است بی «بود»، و پیداست که فردا
از وی چه خواهد گشود.
و امروز نمودی است بی «بود»، و پیداست که فردا
از وی چه خواهد گشود.
ادامه دهید…
بازدیدها: 1,280,033

