شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

معشوق و عشق و عاشق
هر سه یکی است اینجا
چون وصل در نگنجد
هجران چه كار دارد؟
شیخ نجم الدین رازی

شیخ نجم الدین رازی

اي ملائكه تا اين مرغ خاك بر دنبال دارد شما ازو بهره مند شويد تا خاك بشريت بر دنبال اوست شما با او هم نشيني «إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ» مي توانيد كرد چون اين خاك باز افشاند مقام او «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ» باشد شما را پرو بال پرواز آن حضرت نباشد.
امام مستملی البخاری

امام مستملی البخاری

علوم صوفیان علوم احوال است، و احوال مواریث اعمال است، و احوال نیاید مگر از کسی که اعمال درست کرده باشد.
و معنی اعمال اقامت شریعت است،
و معنی احوال صفوت سر است.
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

ای در همه شان ذات تو پاک از همه شَین
نی در حق تو کِیف توان گفت نه اَین
از روی تعقُّل همه غیرند صفات
با ذات تو وز روی تحقّق همه عَین
خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری

نشان زندگانی کردن با خود به عقل سه چیز است:

۱. قدر خود بدانستن
۲. اندازۀ کار خود دیدن
۳. در خیر خویش بکوشیدن
خواجه حافظ شیرازی

خواجه حافظ شیرازی

تحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل
حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید
«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»
سهل بن عبدالله تستری

سهل بن عبدالله تستری

المعرفة هی المعرفة بالجهل

معرفت آن است که به جهل خود عارف شوی.
Gnosis is the gnosis of (your) Ignorance
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

ناگاه عشق بی‌قرار، از بهر اظهار كمال،
پرده از روی كار بگشود، و از روی معشوقی،
خود را بر عین عاشق جلوه فرمود.
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

رخ گرچه نمی نمائیم سال به سال
حاشا که بُوَد مهرِ تو را وَهمِ زوال
دارم همه جا با همه کس در همه حال
در دل زِ تو آرزو و در دیده خیال
خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری

« مُروّت » گم بودن است و در خود زیستن
قوله تعالی: «کونوا قوامین بالقسط»
ادامه دهید…