امام علی (علیه السلام)
ای انسان، داروی تو در درونت وجود دارد در حالیکه تو نمیدانی و دردت هم از خودت میباشد اما نمیبینی. آیا گمان میکنی که تو موجود کوچکی هستی در حالیکه دنیای بزرگی در تو نهفته است؟! ای انسان، تو کتاب روشنی هستی که با حروفش هر پنهانی آشکار میشود.
شیخ فخرالدین عراقی
ای دوست به دوستی قرینیم تو را
هرجا که قدم نهی زمینیم تو را
در مذهب عاشقی روا نیست که ما
عالم بینیم و نبینیم تو را
هرجا که قدم نهی زمینیم تو را
در مذهب عاشقی روا نیست که ما
عالم بینیم و نبینیم تو را
سهل بن عبدالله تستری
گفته است: « صوفی » آنست که:
خود را از جمله تیرگیها و تاریکیها پاک کند، و از فکرت صافی اندرون خود را پر کند، و از خلق بگریزد، و در حضرت عزّت آویزد، و در پیش نظر او زر و سیم و کلوخ و سنگ یکسان باشد.
خود را از جمله تیرگیها و تاریکیها پاک کند، و از فکرت صافی اندرون خود را پر کند، و از خلق بگریزد، و در حضرت عزّت آویزد، و در پیش نظر او زر و سیم و کلوخ و سنگ یکسان باشد.
ابونصر السرّاج
گفته است:
اگر گفته شود که معنی مقامات چیست؟ باید گفت:
معنای آن، توقف بنده در پیشگاه خداست در انجام عبادات و مجاهدات و ریاضات و بریدن از خلق و پیوستن به خدا.
اگر گفته شود که معنی مقامات چیست؟ باید گفت:
معنای آن، توقف بنده در پیشگاه خداست در انجام عبادات و مجاهدات و ریاضات و بریدن از خلق و پیوستن به خدا.
نورالدین عبدالرحمان جامی
ماسوای حقّ (عزّ و علا) در معرض زوال است و فنا، حقیقتش معلومی است معدوم، و صورتش موجودی است موهوم. دیروز، نه «بود» داشت و نه «نمود».
و امروز نمودی است بی «بود»، و پیداست که فردا
از وی چه خواهد گشود.
و امروز نمودی است بی «بود»، و پیداست که فردا
از وی چه خواهد گشود.
شهاب الدین سهروردی
گفته است که: « توبه »
اصل جمله مقامات و کلید همه حال هاست و اول مقام سالکان است، و توبه مانند زمین است بنا را، هر کسی که وی را زمین نباشد او را بنا نباشد، همچنین هر آنکس که وی را توبه نباشد، او را هیچ نباشد.
اصل جمله مقامات و کلید همه حال هاست و اول مقام سالکان است، و توبه مانند زمین است بنا را، هر کسی که وی را زمین نباشد او را بنا نباشد، همچنین هر آنکس که وی را توبه نباشد، او را هیچ نباشد.
نورالدین عبدالرحمان جامی
کای بلبل جان مست زیاد تو مرا
وی پایۀ غم پست زیاد تو مرا
لذات جهان را همه درپا فکند
ذوقی که دهد دست زیاد تو مرا
وی پایۀ غم پست زیاد تو مرا
لذات جهان را همه درپا فکند
ذوقی که دهد دست زیاد تو مرا
نورالدین عبدالرحمان جامی
چون طالب صادق، مقدّمۀ نسبت جذبه را که التذاذ است به یاد کرد، حقّ سبحانه در خود باز یابد. که تمامی همّت بر تربیت و تقویت آن گمارد، و از هرچه منافی آن است خود را باز دارد و چنان داند که اگر فی المثل عمر جاودانی را صرف آن نسبت کند، هیچ نکرده باشد و حقِّ آن کَما یَنبَغی به جای نیاورده.
نورالدین عبدالرحمان جامی
حق سبحانه و تعالی همه جا حاضر است، و در همه حال به ظاهر و باطن همه ناظر. زهی خسارت، که تو دیده از لقای او برداشته، سوی دیگر نگری، و طریق رضای او بگذاشته، راه دیگری سپری.
نورالدین عبدالرحمان جامی
… و گاه لفظ «وجود» می گویند و حقیقتی می خواهند که هستی وی به ذات خود است و هستی باقی موجودات به وی …
ادامه دهید…
بازدیدها: 643,733

