شیخ جنید بعدادی

شیخ جنید بعدادی

پرسیدند که انس چیست؟ گفت: حشمت برخاستن و هیبت برجای داشتن است. معنی ارتفاع حشمت آن باشد که رجاء بر این بنده غالب تر از خوف گردد
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

جمیل علی الاطلاق حضرت ذوالجلال و الافضال است. هر جمال و کمال که در جمع مراتب ظاهر است، پرتو جمال و کمال اوست، آنجا تافته و ارباب مراتب بدان سمت جمال و کمال صفت یافته.
سهل بن عبدالله تستری

سهل بن عبدالله تستری

المعرفة هی المعرفة بالجهل

معرفت آن است که به جهل خود عارف شوی.
Gnosis is the gnosis of (your) Ignorance
سری سقطی

سری سقطی

دل دوستان شاد شود نزدیک سماع،
و دل تایبان بترسد، و دل مشتاقان افروخته گردد.
امام مستملی البخاری

امام مستملی البخاری

«و سئل امیرالمؤمنین على بن أَبى طَالب رضى الله عَنهُ و کرم الله وجهه عن الزهد فقال هُوَ أَن لَا یبالى من أكل الدُّنْيَا من مُؤمن أَو كَافِر».
گفت زاهد آن است که باک ندارد
از آنکه دنیا را که خورد مؤمن یا کافر.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

صبح ظهور نفس زد، آفتاب عنایت بتافت، نسیم سعادت بوزید، دریای جود در جنبش آمد. سحاب فیض چندان باران «ثم رش علیهم من نوره» بر زمین استعداد بارید كه «و اشرقت الارض بنور ربها» عاشق سیرآب آب حیات شد، از خواب عدم برخاست،‌ قبای وجود درپوشید، كلاه شهود بر سر نهاد، كمر شوق بر میان بست، قدم در راه طلب نهاد، و از علم به عین آمد و از گوش به آغوش، نخست دیده به گشاد و نظرش بر جمال معشوق آمد.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

با آنکه خوش آید از تو، ای یار، جفا
لیکن هرگز جفا نباشد چو وفا
با این همه راضیم به دشنام از تو
از دوست چه دشنام، چه نفرین، چه دعا
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

گفت: ما رأیت شیئا الا و رأیت الله فیه» نظر در خود كرد همگی خود او را یافت، گفت: «فلم انظر بعینی غیر عینی». عجب كاری! من چون همه معشوق شدم عاشق كیست؟
مولانا جلال الدین محمد بلخی

مولانا جلال الدین محمد بلخی

آن چنان کز فقر می ترسند خلق
زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقر آفرین
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
خواجه حافظ شیرازی

خواجه حافظ شیرازی

دل چو از پیر خرد نقل معانی می کرد
عشق می گفت به شرح آنچه برو مشکل بود
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسئله «لایعقل» بود
ادامه دهید…