شیخ نجم الدین رازی

شیخ نجم الدین رازی

اي ملائكه تا اين مرغ خاك بر دنبال دارد شما ازو بهره مند شويد تا خاك بشريت بر دنبال اوست شما با او هم نشيني «إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ» مي توانيد كرد چون اين خاك باز افشاند مقام او «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ» باشد شما را پرو بال پرواز آن حضرت نباشد.
خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری

نشان زندگانی کردن با خود به عقل سه چیز است:

۱. قدر خود بدانستن
۲. اندازۀ کار خود دیدن
۳. در خیر خویش بکوشیدن
امام علی (علیه السلام)

امام علی (علیه السلام)

ای انسان، داروی تو در درونت وجود دارد در حالی‌که تو نمی‌دانی و دردت هم از خودت می‌باشد اما نمی‌بینی. آیا گمان می‌کنی که تو موجود کوچکی هستی در حالی‌که دنیای بزرگی در تو نهفته است؟! ‌ای انسان، تو کتاب روشنی هستی که با حروفش هر پنهانی آشکار می‌شود.
مولانا جلال الدین محمد بلخی

مولانا جلال الدین محمد بلخی

آن چنان کز فقر می ترسند خلق
زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقر آفرین
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری

« توبه مطیع از بسیار دیدن طاعت است »
و بسیار دیدن طاعت را ۳ نشان است

۱. خود را به کردار خود ناجی دیدن
۲. مقصر آن را به چشم خاری نگریستن
۳. عیب کردار خود باز ناجستن
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

هر چند خواطر منتفی تر و ساوس مختفی تر، آن نسبت قوی تر. کوشش می باید کرد تا خواطر متفرّقه از ساحت سینه خیمه بیرون زند و نور ظهور هستی حقّ سبحانه بر باطن پرتو افکند، تو را از تو بستاند، و از مزاحمت اغیار برهاند. نه شعور به خودت ماند، و نه شعور به عدم شعور به خود «بَلْ لَمْ یَبْقِ اِلّا اللهُ الواحِدُ الْاحَدِ».
عین القضات همدانی

عین القضات همدانی

مبادا تصور کنی، که آنگونه معانی را می توان از راه این الفاظ دریافت کرد، و به عقل ناقص و هوش نارسای خویش در آن تصرّفی کنی. …..
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

تا هوا رنگ آفتاب گرفت
رخت برداشت از میانه ظلام
روز و شب با هم آشتی كردند
كار عالم از آن گرفت نظام
خواجه حافظ شیرازی

خواجه حافظ شیرازی

دل چو از پیر خرد نقل معانی می کرد
عشق می گفت به شرح آنچه برو مشکل بود
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسئله «لایعقل» بود
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

كلمه‌ای چند در بیان مراتب عشق بر سنن سوانح بزبان وقت املاء كرده می‌شود، تا آینه معشوق هر عاشق آید، با آنكه رتبت عشق برتر از آنست كه بقوت فهم وبیان پیرامن سراپردۀ جلال او توان گشت،‌ یا بدیدۀ كشف و عیان بجمال حقیقت او نظر توان كرد.
ادامه دهید…