مولانا جلال الدین محمد بلخی
دفتر صوفی سواد و حرف نیست
جز دل اسپید همچون برف نیست
زاد دانشمند، آثار قلم
زاد صوفی چیست؟ آثار قدم
جز دل اسپید همچون برف نیست
زاد دانشمند، آثار قلم
زاد صوفی چیست؟ آثار قدم
نورالدین عبدالرحمان جامی
یعنی طلب و ارادت او از همۀ مطلوبات و مرادات منقطع گردد، و همۀ معلومات و معقولات از نظر بصیرت او مرتفع شود. از همه روی توجّه بگرداند و به غیر حقّ (سبحانه) آگاهی و شعورش نماند.
نورالدین عبدالرحمان جامی
بر عودِ دلم نواخت یک زمزمه عشق
زان زمزمه ام زپای تا سر همه عشق
حقّا که به عهد ها نیایم بیرون
از عهدۀ حقّ گزاریِ یکدمه عشق
زان زمزمه ام زپای تا سر همه عشق
حقّا که به عهد ها نیایم بیرون
از عهدۀ حقّ گزاریِ یکدمه عشق
ابو محمّد جُرَیری
گفته است:
اَلدُّخُولُ فِی کُلَّ خُلقٍ سَنِيٌ و الخُرُوجُ عَن کُلَّ خُلقٍ دَنِیّ
یعنی: « صوفی » آنست که: خود را پاک کنند از اخلاق ذیمه و به اخلاق حمیده خود را آراسته کنند
اَلدُّخُولُ فِی کُلَّ خُلقٍ سَنِيٌ و الخُرُوجُ عَن کُلَّ خُلقٍ دَنِیّ
یعنی: « صوفی » آنست که: خود را پاک کنند از اخلاق ذیمه و به اخلاق حمیده خود را آراسته کنند
نورالدین عبدالرحمان جامی
تفرقه عبارت از آن است که دل را به واسطۀ تعلق به امور متعدد پراکنده سازی، و جمعّیت، آنکه از همه به مشاهدۀ واحد پردازی.
جمعی گمان بردند که جمعّیت در جمع اسباب است، در تفرقۀ ابد ماندند. فرقه ای به یقین دانستند که جمع اسباب از اسباب تفرقه است، دست از همه افشاندند.
جمعی گمان بردند که جمعّیت در جمع اسباب است، در تفرقۀ ابد ماندند. فرقه ای به یقین دانستند که جمع اسباب از اسباب تفرقه است، دست از همه افشاندند.
شیخ فخرالدین عراقی
در کوی تو عاشقان درآیند و روند
خون جگر از دیده گشایند و روند
ما بر در تو چو خاک ماندیم مقیم
ورنه دگران جو باد آیند و روند
خون جگر از دیده گشایند و روند
ما بر در تو چو خاک ماندیم مقیم
ورنه دگران جو باد آیند و روند
شیخ جنید بغدادی
محبت میل کردن دل است
و این آن باشد که دل بنده سوی خدای عزّوجلّ گراید و سوی چیزی که مر خدای را است عزّوجلّ بی تکلّف.
شیخ فخرالدین عراقی
كلمهای چند در بیان مراتب عشق بر سنن سوانح بزبان وقت املاء كرده میشود، تا آینه معشوق هر عاشق آید، با آنكه رتبت عشق برتر از آنست كه بقوت فهم وبیان پیرامن سراپردۀ جلال او توان گشت، یا بدیدۀ كشف و عیان بجمال حقیقت او نظر توان كرد.
مولانا جلال الدین محمد بلخی
آن چنان کز فقر می ترسند خلق
زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقر آفرین
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقر آفرین
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
خواجه عبدالله انصاری
« توبه عارف از نسیان منت است »
ونسیان منت را ۳ نشان است
۱. چشم احتقار از خود برگرفتن
۲. حال خود را قیمت نهادن
۳. از شادی آشنایی فرو ایستادن
ونسیان منت را ۳ نشان است
۱. چشم احتقار از خود برگرفتن
۲. حال خود را قیمت نهادن
۳. از شادی آشنایی فرو ایستادن
ادامه دهید…
بازدیدها: 1,086,812

