ابوالحسین نوری

ابوالحسین نوری

گفته است: صفت « صوفی » آن است که:
چون نیابد آرامیده باشد، و
چون بیابد ببخشد و ایثار کند
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

عشق از روی معشوقی آینۀ عاشقی آمد، تا در وی مطالعۀ جمال خود کند و از وی عاشقی آینۀ معشوقی آمد، تا در او اسماء و صفات خود بیند، هر چند در دیدۀ شهود یک مشهود بیش نیامد، اما چون یک روی به دو آینه نماید هر آینه در هر آینه روی دیگر پیدا آید، با آنکه در حقیقت جز یکی نبود.
امام مستملی البخاری

امام مستملی البخاری

بدان که فقر اصلی است بزرگ، و اصل مذهب این طایفه فقر است و حقیقت فقر نیازمندی است، و بنده جز نیازمند نباشد. از بهر آنکه بندگی بی ملکی است، و هر که مالک نباشد مملوک باشد. و مملوک به مالک خویش محتاج باشد. پس غنی به حقیقت حق است و فقیر به حقیقت خلق. و غنا صفت حق است به حقیقت و فقر صفت خلق است به حقیقت.
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

هستی به قیاس عقل اصحاب قیود
جز عارضی اعیان حقایق ننمود
لکن به مکاشفات ارباب شهود
اعیان همه عارضند و معروض وجود
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

باز فروغ آن جمال عین عاشق را، كه عالمش نام نهی، نوری داد، تا بدان نور آن جمال بدید، چه او را جز بدو نتوان دید، كه «لا تحمل عطا یاهم الا مطایاهم». عاشق چون لذت شهود یافت، ذوق وجود بچشید، زمزمۀ قول «كُن» بشنید، رقص كنان بر در میخانۀ عشق دوید.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

سلطان عشق خواست كه خیمه به صحرا زند،
در خزاین بگشود، گنج بر عالم پاشید.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

گفت: ما رأیت شیئا الا و رأیت الله فیه» نظر در خود كرد همگی خود او را یافت، گفت: «فلم انظر بعینی غیر عینی». عجب كاری! من چون همه معشوق شدم عاشق كیست؟
سهل بن عبدالله تستری

سهل بن عبدالله تستری

گفته است: « صوفی » آنست که:
خود را از جمله تیرگیها و تاریکیها پاک کند، و از فکرت صافی اندرون خود را پر کند، و از خلق بگریزد، و در حضرت عزّت آویزد، و در پیش نظر او زر و سیم و کلوخ و سنگ یکسان باشد.
شیخ نجم الدین رازی

شیخ نجم الدین رازی

بدانكه در شبهات اين سؤالات و مقالات بسياري خلق از فضلاء و حكماء و علماي متقدّم و متأخر سرگردان بوده اند و هستند و هر اختلاف كه در مسائل اصولي افتاده است محلّ اشكال همه از اينجا بوده است و چون بحقيقت در جواب بياني شافي افتد بسي مشكلات كه به عمرهاي دراز از حكماي اوائل در آن رنج برده اند و حل نتوانستند كرد حل افتد «إن شاء اللّه وحده»
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

ای دوست به دوستی قرینیم تو را
هرجا که قدم نهی زمینیم تو را
در مذهب عاشقی روا نیست که ما
عالم بینیم و نبینیم تو را
ادامه دهید…