عشق و محبت هم مقاصد نیستند،
از برای حصول مقام عبودیت اند.
بایگانی سالانه: 1402
خوشنودی و بسندکاری است
ابوبکر محمد بن اسحق البخاری الکلاباذی
(متوفی ۳۸۰ هجری قمری)
امام ابو حامد محمد غزالی طوسی
(۴۵۰ – ۵۰۵ هجری قمری)
شیخ ابو نصر السراج الطوسی
(متوفی ۳۷۸ هجری قمری)
اُنس محبّان به مشاهده محبوب است،
و اُنس محبوبان به بندگی محبوب.
قطع است از غیر آن، و اعراض قلب از همه چیز الا آن
گفت: تصوّف خُلق است.
آن کس که خوی زیادتی دارد بر تو،
در تصوّف بر تو زیادی دارد.
دل دوستان شاد شود نزدیک سماع،
و دل تایبان بترسد، و دل مشتاقان افروخته گردد.
سماع واردی است بحق که برانگیزاند دل را سوی حق،
هر که بهرِ نفس سماع کند، زندیق گردد.
خلل از این است که خدا را به نظر محبت نمی نگرند،
به نظر علم می نگرند، و به نظر معرفت، و نظر فلسفه!
و (اما) نظر محبت کار دیگر است.
آن کس که هزار عالَم از رنگ نِگاشت
رنگ منو تو کجا بَرَد، ای ناداشت؟
این رنگ همه هوس بوَد، یا پنداشت
او بی رنگ است، رنگ او باید داشت
چشم آلوده نَظر از رُخِ جانان دور است
بَر رُخِ او نَظَر از آینهٔ پَاک اَنداز
غُسل دَر اَشک زَدم کِه اَهل حقیقت گویَند
پاک شو اوَّل و پَس دیده بَر آن پاک اَنداز
بیدار کردن است از خواب،
و جنبانیدن است از آرام
آن است که جز حق درو نگنجد
در غلبۀ اُنس از خود رها شدن و از خود جدا گشتن است
دیدن چیزی است چنان که آن چیز است
آتشی است افروخته میانِ سنگِ اختیار و آهن نیاز
دیدار دل است با حق
آسایش است و آرام به نزدیک دوست
برخاستن عوایق است میان بنده و حق
بازگشتن است به خدای
نشان زندگانی با حق به نیاز سه چیز است:
۱. هر چه از حق آید شکر واجب بر آن
۲. هر چه از بهر حق کنی عذر واجب دیدن
۳. اختیار حق را صواب دیدن
نشان زندگانی کردن با خلق به صبر سه چیز است:
۱. به توانی ایشان از ایشان راضی بودن
۲. عذرهای ایشان را باز جستن
۳. داد ایشان از توانی خود بدادن
نشان زندگانی کردن با خود به عقل سه چیز است:
۱. قدر خود بدانستن
۲. اندازۀ کار خود دیدن
۳. در خیر خویش بکوشیدن
ارکان مُروّت سه چیز است
۱. زندگانی کردن با خود به عقل
۲. زندگانی کردن با خلق به صبر
۳. زندگانی کردن با حق به نیاز
« مُروّت » گم بودن است و در خود زیستن
قوله تعالی: «کونوا قوامین بالقسط»
آنها که ز اسرار الهی مستند
در گلشن او دسته گلها بستند
مانند جنید و بایزید و حلاج
در گوشه خاطرم هزاران هستند
کم ترین مقام اُنس آن است که اگر او را به آتش اندرازند غایب نگردد از آن کسی که او را با وی اُنس افتاده است
پرسیدند که انس چیست؟ گفت: حشمت برخاستن و هیبت برجای داشتن است.
معنی ارتفاع حشمت آن باشد که رجاء بر این بنده غالب تر از خوف گردد