شهاب الدین سهروردی
گفته است که: « توبه »
اصل جمله مقامات و کلید همه حال هاست و اول مقام سالکان است، و توبه مانند زمین است بنا را، هر کسی که وی را زمین نباشد او را بنا نباشد، همچنین هر آنکس که وی را توبه نباشد، او را هیچ نباشد.
اصل جمله مقامات و کلید همه حال هاست و اول مقام سالکان است، و توبه مانند زمین است بنا را، هر کسی که وی را زمین نباشد او را بنا نباشد، همچنین هر آنکس که وی را توبه نباشد، او را هیچ نباشد.
ابونصر السرّاج
گفته است:
اگر گفته شود که معنی مقامات چیست؟ باید گفت:
معنای آن، توقف بنده در پیشگاه خداست در انجام عبادات و مجاهدات و ریاضات و بریدن از خلق و پیوستن به خدا.
اگر گفته شود که معنی مقامات چیست؟ باید گفت:
معنای آن، توقف بنده در پیشگاه خداست در انجام عبادات و مجاهدات و ریاضات و بریدن از خلق و پیوستن به خدا.
نورالدین عبدالرحمان جامی
حقیقت حقّ (سبحانه) جز هستی نیست و هستی او را انحطاط و پستی نی. مقّدس است از سمت تبدّل و تغیّر، و مبّراست از وصمت تعدّد و تکثّر. از همۀ نشانها بی نشان. نه در علم گنجد و نه در عیان. همۀ چندها و چونها از او پیدا، و او بی چند و چون. همۀ چیزها به او مُدرَک و او از احاطۀ ادراک بیرون. چشم سر در مشاهدۀ جمال او خیره و دیدۀ سِرّ بی ملاحظۀ کمال او تیره.
نورالدین عبدالرحمان جامی
حضرت بی چون که تو را نعمت هستی داده است، در درون تو جز یک دل ننهاده است، تا در محبت او یک روی باشی و یک دل، و از غیر او مُعرض و بر او مقبل،
نه آنکه یک دل را به صد پاره کنی،
و هر پاره ای را در پی مقصدی آواره.
نه آنکه یک دل را به صد پاره کنی،
و هر پاره ای را در پی مقصدی آواره.
ذوالنّون مصری
در باب « تصوف » می گوید:
آنان مردمانی هستند که خدا را بر هر چیز دیگری برگزیده و خدای متعال نیز آنان را بر همه چیز برگزیده است.
آنان مردمانی هستند که خدا را بر هر چیز دیگری برگزیده و خدای متعال نیز آنان را بر همه چیز برگزیده است.
امام مستملی البخاری
«و سئل امیرالمؤمنین على بن أَبى طَالب رضى الله عَنهُ و کرم الله وجهه عن الزهد فقال هُوَ أَن لَا یبالى من أكل الدُّنْيَا من مُؤمن أَو كَافِر».
گفت زاهد آن است که باک ندارد
از آنکه دنیا را که خورد مؤمن یا کافر.
گفت زاهد آن است که باک ندارد
از آنکه دنیا را که خورد مؤمن یا کافر.
شیخ فخرالدین عراقی
عشق از روی معشوقی آینۀ عاشقی آمد، تا در وی مطالعۀ جمال خود کند و از وی عاشقی آینۀ معشوقی آمد، تا در او اسماء و صفات خود بیند، هر چند در دیدۀ شهود یک مشهود بیش نیامد، اما چون یک روی به دو آینه نماید هر آینه در هر آینه روی دیگر پیدا آید، با آنکه در حقیقت جز یکی نبود.
شیخ فخرالدین عراقی
با آنکه خوش آید از تو، ای یار، جفا
لیکن هرگز جفا نباشد چو وفا
با این همه راضیم به دشنام از تو
از دوست چه دشنام، چه نفرین، چه دعا
لیکن هرگز جفا نباشد چو وفا
با این همه راضیم به دشنام از تو
از دوست چه دشنام، چه نفرین، چه دعا
شیخ فخرالدین عراقی
ناگاه عشق بیقرار، از بهر اظهار كمال،
پرده از روی كار بگشود، و از روی معشوقی،
خود را بر عین عاشق جلوه فرمود.
پرده از روی كار بگشود، و از روی معشوقی،
خود را بر عین عاشق جلوه فرمود.
نورالدین عبدالرحمان جامی
آدمی اگرچه به سبب جسمانیّت در غایت کثافت است، امّا به حسب روحانیّت در نهایت لطافت است. به هرچه روی آرد حکم آن گیرد، و به هرچه توجّه کند رنگ آن پذیرد.
ادامه دهید…
بازدیدها: 1,435,846

