مولانا جلال الدین محمد بلخی
آن چنان کز فقر می ترسند خلق
زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقر آفرین
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقر آفرین
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
نورالدین عبدالرحمان جامی
ورزش این نسبت شریفه می باید کرد بر وجهی که در هیچ وقتی از اوقات و هیچ حالتی از حالات از آن نسبت خالی نباشی، چه در آمدن و رفتن، و چه در خوردن و خفتن، و چه در شنیدن و گفتن، و بالجمله در جمیع حرکات و سکنات حاضر وقت می باید بود، تا به بطالت نگذرد، بلکه واقف نفس تا به غفلت برنیاید.
امام مستملی البخاری
«وهی التی تختص بعلم الاشارة»
این علم خواطر و مشاهدات و مکاشفات
اختصاص است به آن که او را
علم اشارت خوانند.
این علم خواطر و مشاهدات و مکاشفات
اختصاص است به آن که او را
علم اشارت خوانند.
الحسن بن علی (علیه السلام)
خدای تعالی را به اکراه طاعت ندارند،
و اندر وی به غلبه عاصی نتوان گشتن،
و حق تعالی بندگان را اندر مملکت خویش
مهمل به جای نگذارد تا هر چه خواهند کنند.
و اندر وی به غلبه عاصی نتوان گشتن،
و حق تعالی بندگان را اندر مملکت خویش
مهمل به جای نگذارد تا هر چه خواهند کنند.
نورالدین عبدالرحمان جامی
زینسان که بقای خویشتن می خواهی
از خرمن هستیت جوی کی کاهی
تا یک سر مو ز خویشتن آگاهی
گردم زنی از ره فنا گمراهی
از خرمن هستیت جوی کی کاهی
تا یک سر مو ز خویشتن آگاهی
گردم زنی از ره فنا گمراهی
شیخ جنید بغدادی
محبت میل کردن دل است
و این آن باشد که دل بنده سوی خدای عزّوجلّ گراید و سوی چیزی که مر خدای را است عزّوجلّ بی تکلّف.
شاه نعمت الله ولی
گر قطره نماند آب باقی باشد
ور کوزه شکست بحر ساقی باشد
عطّار به صورت از خراسان گر رفت
آمد عوضش شیخ عراقی باشد
ور کوزه شکست بحر ساقی باشد
عطّار به صورت از خراسان گر رفت
آمد عوضش شیخ عراقی باشد
شیخ فخرالدین عراقی
ای ساقی، از آن می، كه دل و دین من است
پر كن قدحی، كه جان شیرین من است
گر هست شراب خوردن آئین كسی
معشوق به جام خوردن آئین من است
پر كن قدحی، كه جان شیرین من است
گر هست شراب خوردن آئین كسی
معشوق به جام خوردن آئین من است
ابوحفص عمر نسفی
و این یک چیز (قلب) را دو نام است، و سه درجه است، و چهار منزلت است، و پنج کرامت است، و شش حال است،
و هفت مرتبت است، و هشت مقام است، و نه صفت است، و ده وقت است.
شیخ ابوبکر الکلابادی
«قَالَ بعض الشُّيُوخ حقائق الْإِيمَان أَرْبَعَة تَوْحِيد بِلَا حد وَذكر بِلَا بت وَحَال بِلَا نعت وَوجد بِلَا وَقت».
بعضی از شیوخ گفته اند که ارکان ایمان چهار است:
توحید بی حد، و ذکر بی قطع،
و حال بی نعت، و وجد بی وقت.
بعضی از شیوخ گفته اند که ارکان ایمان چهار است:
توحید بی حد، و ذکر بی قطع،
و حال بی نعت، و وجد بی وقت.
ادامه دهید…
بازدیدها: 591,126

