شیخ جنید بعدادی
پرسیدند که انس چیست؟ گفت: حشمت برخاستن و هیبت برجای داشتن است.
معنی ارتفاع حشمت آن باشد که رجاء بر این بنده غالب تر از خوف گردد
نورالدین عبدالرحمان جامی
حقیقت حقّ (سبحانه) جز هستی نیست و هستی او را انحطاط و پستی نی. مقّدس است از سمت تبدّل و تغیّر، و مبّراست از وصمت تعدّد و تکثّر. از همۀ نشانها بی نشان. نه در علم گنجد و نه در عیان. همۀ چندها و چونها از او پیدا، و او بی چند و چون. همۀ چیزها به او مُدرَک و او از احاطۀ ادراک بیرون. چشم سر در مشاهدۀ جمال او خیره و دیدۀ سِرّ بی ملاحظۀ کمال او تیره.
شیخ فخرالدین عراقی
كلمهای چند در بیان مراتب عشق بر سنن سوانح بزبان وقت املاء كرده میشود، تا آینه معشوق هر عاشق آید، با آنكه رتبت عشق برتر از آنست كه بقوت فهم وبیان پیرامن سراپردۀ جلال او توان گشت، یا بدیدۀ كشف و عیان بجمال حقیقت او نظر توان كرد.
شیخ فخرالدین عراقی
سلطان عشق خواست كه خیمه به صحرا زند،
در خزاین بگشود، گنج بر عالم پاشید.
در خزاین بگشود، گنج بر عالم پاشید.
ابو محمّد جُرَیری
گفته است:
اَلدُّخُولُ فِی کُلَّ خُلقٍ سَنِيٌ و الخُرُوجُ عَن کُلَّ خُلقٍ دَنِیّ
یعنی: « صوفی » آنست که: خود را پاک کنند از اخلاق ذیمه و به اخلاق حمیده خود را آراسته کنند
اَلدُّخُولُ فِی کُلَّ خُلقٍ سَنِيٌ و الخُرُوجُ عَن کُلَّ خُلقٍ دَنِیّ
یعنی: « صوفی » آنست که: خود را پاک کنند از اخلاق ذیمه و به اخلاق حمیده خود را آراسته کنند
امام مستملی البخاری
«وهی التی تختص بعلم الاشارة»
این علم خواطر و مشاهدات و مکاشفات
اختصاص است به آن که او را
علم اشارت خوانند.
این علم خواطر و مشاهدات و مکاشفات
اختصاص است به آن که او را
علم اشارت خوانند.
خواجه عبدالله انصاری
ارکان مُروّت سه چیز است
۱. زندگانی کردن با خود به عقل
۲. زندگانی کردن با خلق به صبر
۳. زندگانی کردن با حق به نیاز
۱. زندگانی کردن با خود به عقل
۲. زندگانی کردن با خلق به صبر
۳. زندگانی کردن با حق به نیاز
اوحدالدین کرمانی
آنها که ز اسرار الهی مستند
در گلشن او دسته گلها بستند
مانند جنید و بایزید و حلاج
در گوشه خاطرم هزاران هستند
در گلشن او دسته گلها بستند
مانند جنید و بایزید و حلاج
در گوشه خاطرم هزاران هستند
شیخ فخرالدین عراقی
معشوق و عشق و عاشق
هر سه یکی است اینجا چون وصل در نگنجد
هجران چه كار دارد؟
هر سه یکی است اینجا چون وصل در نگنجد
هجران چه كار دارد؟
نورالدین عبدالرحمان جامی
حق سبحانه و تعالی همه جا حاضر است، و در همه حال به ظاهر و باطن همه ناظر. زهی خسارت، که تو دیده از لقای او برداشته، سوی دیگر نگری، و طریق رضای او بگذاشته، راه دیگری سپری.
ادامه دهید…
بازدیدها: 1,304,456

