عبدالرحمان جامی

عبدالرحمان جامی

توحید به عرف صوفی ای صاحب سیر
تخلیص دل از توجه اوست به غیر
رمزی ز نهایت مقامات طیور
گفتم به تو گر فهم کنی منطق الطیر
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

چتر برداشت و بركشید علم
تا بهم بر زند وجود و عدم
بی‌قراری عشق شورانگیز
شر و شوری فكند در عالم
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

سلطان عشق خواست كه خیمه به صحرا زند،
در خزاین بگشود، گنج بر عالم پاشید.
امام مستملی البخاری

امام مستملی البخاری

بدان که فقر اصلی است بزرگ، و اصل مذهب این طایفه فقر است و حقیقت فقر نیازمندی است، و بنده جز نیازمند نباشد. از بهر آنکه بندگی بی ملکی است، و هر که مالک نباشد مملوک باشد. و مملوک به مالک خویش محتاج باشد. پس غنی به حقیقت حق است و فقیر به حقیقت خلق. و غنا صفت حق است به حقیقت و فقر صفت خلق است به حقیقت.
خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری

نشان زندگانی با حق به نیاز سه چیز است:

۱. هر چه از حق آید شکر واجب بر آن
۲. هر چه از بهر حق کنی عذر واجب دیدن
۳. اختیار حق را صواب دیدن
سهل بن عبدالله تستری

سهل بن عبدالله تستری

علم به معرفت ثابت گردد و عقل به علم ثابت گردد
و باز معرفت به ذات خویش ثابت گردد.
شیخ فخرالدین عراقی

شیخ فخرالدین عراقی

در کوی تو عاشقان درآیند و روند
خون جگر از دیده گشایند و روند
ما بر در تو چو خاک ماندیم مقیم
ورنه دگران جو باد آیند و روند
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

هر چند خواطر منتفی تر و ساوس مختفی تر، آن نسبت قوی تر. کوشش می باید کرد تا خواطر متفرّقه از ساحت سینه خیمه بیرون زند و نور ظهور هستی حقّ سبحانه بر باطن پرتو افکند، تو را از تو بستاند، و از مزاحمت اغیار برهاند. نه شعور به خودت ماند، و نه شعور به عدم شعور به خود «بَلْ لَمْ یَبْقِ اِلّا اللهُ الواحِدُ الْاحَدِ».
نورالدین عبدالرحمان جامی

نورالدین عبدالرحمان جامی

مادام که آدمی به دام هوا و هوس گرفتار است دوام این نسبت از وی دشوار است. اما چون آثار جذبات لطف در وی ظهور کند، و مشغلۀ محسوسات و معقولات را از باطن وی دور، التذاذ به آن غلبه کند بر لذّات جسمانی و راحات روحانی، کُلفَتِ مجاهده از میانه برخیزد و لذّت مشاهده در جانش آویزد. خاطر از مزاحمت اغیار بپردازد، و زبان حالش بدین ترانه ترنّم آغازد.
شیخ نجم الدین رازی

شیخ نجم الدین رازی

حقيقت بدان كه هر چيزي را يكبار زادن است الاّ آدمي و مرغ را و آنچه ذوات بيضه اند كه اينها را دو بار زادن است تا به كمال خود مي رسند.
ادامه دهید…