شیخ فخرالدین عراقی
سلطان عشق خواست كه خیمه به صحرا زند،
در خزاین بگشود، گنج بر عالم پاشید.
در خزاین بگشود، گنج بر عالم پاشید.
شیخ روزبهان بقلی شیرازی
چشم آلوده نَظر از رُخِ جانان دور است
بَر رُخِ او نَظَر از آینهٔ پَاک اَنداز
غُسل دَر اَشک زَدم کِه اَهل حقیقت گویَند
پاک شو اوَّل و پَس دیده بَر آن پاک اَنداز
بَر رُخِ او نَظَر از آینهٔ پَاک اَنداز
غُسل دَر اَشک زَدم کِه اَهل حقیقت گویَند
پاک شو اوَّل و پَس دیده بَر آن پاک اَنداز
شیخ جنید بعدادی
پرسیدند که انس چیست؟ گفت: حشمت برخاستن و هیبت برجای داشتن است.
معنی ارتفاع حشمت آن باشد که رجاء بر این بنده غالب تر از خوف گردد
شیخ نجم الدین رازی
بدانكه در شبهات اين سؤالات و مقالات بسياري خلق از فضلاء و حكماء و علماي متقدّم و متأخر سرگردان بوده اند و هستند و هر اختلاف كه در مسائل اصولي افتاده است محلّ اشكال همه از اينجا بوده است و چون بحقيقت در جواب بياني شافي افتد بسي مشكلات كه به عمرهاي دراز از حكماي اوائل در آن رنج برده اند و حل نتوانستند كرد حل افتد «إن شاء اللّه وحده»
شیخ ابوبکر الکلابادی
«قَالَ بعض الشُّيُوخ حقائق الْإِيمَان أَرْبَعَة تَوْحِيد بِلَا حد وَذكر بِلَا بت وَحَال بِلَا نعت وَوجد بِلَا وَقت».
بعضی از شیوخ گفته اند که ارکان ایمان چهار است:
توحید بی حد، و ذکر بی قطع،
و حال بی نعت، و وجد بی وقت.
بعضی از شیوخ گفته اند که ارکان ایمان چهار است:
توحید بی حد، و ذکر بی قطع،
و حال بی نعت، و وجد بی وقت.
عین القضات همدانی
مقصود همه کون، وجود رویت
وین خلق بجملگی طفیل کویت
ایمان موَّحِدان ز حسن رویت
کفر همه کافران ز زلف مویت
وین خلق بجملگی طفیل کویت
ایمان موَّحِدان ز حسن رویت
کفر همه کافران ز زلف مویت
شیخ جنید بغدادی
محبت میل کردن دل است
و این آن باشد که دل بنده سوی خدای عزّوجلّ گراید و سوی چیزی که مر خدای را است عزّوجلّ بی تکلّف.
نورالدین عبدالرحمان جامی
یا رب مددی کَز دَدی خود برهم
از بد ببُرم وز بدی خود برهم
در هستی خود مرا ز خود بیخود کن
تا از خودی و بیخودی خود برهم
از بد ببُرم وز بدی خود برهم
در هستی خود مرا ز خود بیخود کن
تا از خودی و بیخودی خود برهم
مجدد الف ثانی
عشق و محبت هم مقاصد نیستند،
از برای حصول مقام عبودیت اند.
از برای حصول مقام عبودیت اند.
نورالدین عبدالرحمان جامی
ورزش این نسبت شریفه می باید کرد بر وجهی که در هیچ وقتی از اوقات و هیچ حالتی از حالات از آن نسبت خالی نباشی، چه در آمدن و رفتن، و چه در خوردن و خفتن، و چه در شنیدن و گفتن، و بالجمله در جمیع حرکات و سکنات حاضر وقت می باید بود، تا به بطالت نگذرد، بلکه واقف نفس تا به غفلت برنیاید.
ادامه دهید…
بازدیدها: 843,138


