نورالدین عبدالرحمان جامی
ورزش این نسبت شریفه می باید کرد بر وجهی که در هیچ وقتی از اوقات و هیچ حالتی از حالات از آن نسبت خالی نباشی، چه در آمدن و رفتن، و چه در خوردن و خفتن، و چه در شنیدن و گفتن، و بالجمله در جمیع حرکات و سکنات حاضر وقت می باید بود، تا به بطالت نگذرد، بلکه واقف نفس تا به غفلت برنیاید.
نورالدین عبدالرحمان جامی
زینسان که بقای خویشتن می خواهی
از خرمن هستیت جوی کی کاهی
تا یک سر مو ز خویشتن آگاهی
گردم زنی از ره فنا گمراهی
از خرمن هستیت جوی کی کاهی
تا یک سر مو ز خویشتن آگاهی
گردم زنی از ره فنا گمراهی
مولانا جلال الدین محمد بلخی
صوفی آن صورت مپندار ای عزیز
همچو طفلان تا کی از جوز و مویز
جسم ما جوز و مویز است ای پسر
گر تو مردی زین دو چیز اندر گذر
همچو طفلان تا کی از جوز و مویز
جسم ما جوز و مویز است ای پسر
گر تو مردی زین دو چیز اندر گذر
عین القضات همدانی
مقصود همه کون، وجود رویت
وین خلق بجملگی طفیل کویت
ایمان موَّحِدان ز حسن رویت
کفر همه کافران ز زلف مویت
وین خلق بجملگی طفیل کویت
ایمان موَّحِدان ز حسن رویت
کفر همه کافران ز زلف مویت
عبدالرحمان جامی
توحید به عرف صوفی ای صاحب سیر
تخلیص دل از توجه اوست به غیر
رمزی ز نهایت مقامات طیور
گفتم به تو گر فهم کنی منطق الطیر
تخلیص دل از توجه اوست به غیر
رمزی ز نهایت مقامات طیور
گفتم به تو گر فهم کنی منطق الطیر
خواجه عبدالله انصاری
« توبه »
بازگشتن است به خدای
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَهِ تَوبَةً نَّصُوحًا
«ای کسانی که ایمان آورده اید، در پیشگاه خداوند توبه کنید، توبه ای خالصانه»
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَهِ تَوبَةً نَّصُوحًا
«ای کسانی که ایمان آورده اید، در پیشگاه خداوند توبه کنید، توبه ای خالصانه»
شیخ فخرالدین عراقی
ناگاه عشق بیقرار، از بهر اظهار كمال،
پرده از روی كار بگشود، و از روی معشوقی،
خود را بر عین عاشق جلوه فرمود.
پرده از روی كار بگشود، و از روی معشوقی،
خود را بر عین عاشق جلوه فرمود.
شیخ فخرالدین عراقی
كلمهای چند در بیان مراتب عشق بر سنن سوانح بزبان وقت املاء كرده میشود، تا آینه معشوق هر عاشق آید، با آنكه رتبت عشق برتر از آنست كه بقوت فهم وبیان پیرامن سراپردۀ جلال او توان گشت، یا بدیدۀ كشف و عیان بجمال حقیقت او نظر توان كرد.
شیخ فخرالدین عراقی
اینجا عاشق عین معشوق آمد، چه او را از خود بودی نبود، تا عاشق تواند بود، او هنوز «كما لم یكن» در عدم برقرار خود است و معشوق «كما لم یزل» در قدم برقرار خود و «هو الآن كما علیه كان».
امام مستملی البخاری
و باز بزرگی گفت:
هر کس که ایمان وی صحیح باشد
نظر نکند مر کَون را و آن چه در آن است،
از بهر آن که خساست همّت از اندکی معرفت باشد
(به خدای تعالی).
از بهر آن که خساست همّت از اندکی معرفت باشد
(به خدای تعالی).
ادامه دهید…
بازدیدها: 1,529,170

